سینا جان منو ببخش ولی باید تو رو به مرحله ی دیوانگی برسونم و اوج عصبانیتت رو ببینم. اگر دیدم وحشتناک عصبانی شدی باید برای همیشه بذارمت کنار. نه اصلا نمیتونم با کسی که نمیتونه کنترول کنه اعصاب و روانش رو باشم. باید ازت شناخت پیدا کنم. توی حالات های عادی همه معمولی و مهربونن، مهم اینجاست در شرایط سخت چقدر رفتار عاقلانه و پخته ای داشته باشه. باید کاری که خیلی بدت میاد رو انجام بدم، ببینم اگر سلیقه هامون با هم فرق داشته باشه میدونی تحمل کنی؟ یا چی؟
سینای قشنگم تو از ماه و افتاب و نور هم زیباتری، تو خودتو ساختی، زندگیتو با اراده و برنامه ریزی و تلاش بسیارت ساختی، این همون چیزیه که من رو عاشق میکنه.
مطمئن هستم زندگی روی بسیار خشن و سختش رو به ما نشون میده اینکه ما برخوردمون باهاش چه جوریه برام خیلی زیاد مهمه. اینکه میتونی بازم فضای خونه رو با انرژیه مثبتت نگه داری؟ به من دلگرمی و ارامش بدی؟ ارومم کنی و بهم استرس ندی؟ اینها هستند که خیلی مهم اند.
امروز متوجه ی قد ام شدم، ۱۷۶ هستم. چطور یه ادم نمیدونه از قد و وزنش؟ یعنی اینقدر از خودم قافلم؟ تازه دکترم گفت ویتامین دی ام کمه با اهن.
خوابم خداروشکر خیلی بهتر شده ۵ ساعت میخوابم. خیلی خوشحالم. گلی هم همش داره بزرگ میشه شیطون میشه. امروز که گم شده بود تو خونه با دقت تمام به صدای نازکش ردشو گرفتم دیدم توی جیب بلیزم رفته. اینقدر قربون صدقه اش رفتم، همه رو فداش کردم، این قربونش اون قربونش عیسی و موسی قربونش عالم هستی قربونش.
سینا خدا کنه واقعا اینطوری که نشون میدی باشی. خداکنه هیچی دروغ نباشه. یکسال فقط ازم بزرگتری، ولی عقل و شعور و حرفات نشون میده خیلی بزرگتر باشی، حتی پختگی در چهره ات هم کمک کرده تا مرد جذاب و اماده ی مسئولیت های زندگی باشی، هر چند همیشه مسئول خیلی چیزها بودی و در حال حاضر هم هستی.
سینا قشنگترین اسم دنیااااست.
صبح بخیرهای قشنگت تمام صبحهای من رو قشنگ و زیبا میسازه. ندیدم مثل تو مهربون، ندیدم مثل تو فهمیده و خوش زبون.
شاملوی جان...
ما را در سایت شاملوی جان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 139